کتاب حبیب خدا

حبیب خدا
حبیب خدا

کتاب حبیب خدا

خاطرات پاسدار شهید مدافع حرم حبیب الله ولایی

به کوشش : آقای حجت الله دالوند

خاطره همسر شهید

می گفت : دعا کن عاقبت بخیر شوم ، ناراحت می شدم و می گفتم چرا این حرف را می زنی مگه چکار کردی ، چه گناهی کردی جز جهاد و خدمت برای اسلام ، تو که تمام زندگیت خدایی بود ، غذا خوردنت خدایی بود ، بخشش مالت خدایی بود ، لباس پوشیدنت خدایی بود ، هیچ وقت برای خودت از زندگی چیزی نخواستی و جمع نکردی و زخم زبانهای مردم را تحمل کردی که می گفتند از سپاه پول های کلان می گیری تا بری ماموریت ، در حالی که نمی دونند بعد ار سی سال خدمت ، ماشین زیر پایت فقط ششم میلیون می ارزه! ، از خدا سلامتی بخواه
گفت : شفا و سلامتی نمی خواهم ، فقط عاقبت به خیری می خواهم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست