وصیت نامه شهید همت اله متو

 وصيتنامه شهيد همت‏ا… متو

نام پدر: قنبر على
 تاريخ تولد: ۱۳۳۹/۱/۲
 تاريخ شهادت: ۱۳۶۰/۱۱/۶
 محل شهادت: آمل

بسم الله الرحمن الرحيم

و لاتحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون.

مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته شده‏اند مردگانند بلكه زندگانند و در نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.   سوره آل عمران آيه ۱۶۹

اينجانب همت‏الله متو، فرزند قنبر على متو، ساكن روستاى باغبانكلاى قلعه‏كش مى‏باشم. اينجانب بعد از دوران كودكى هميشه در فكر اين بودم كه چه كسى اين جهان پرعظمت و پرپيچ و خم را آفريده و نظم خاصى داده است ولى بعد از تحقيقات به وجود آمده پى بردم و بعد از مطالعه در مورد مبارزات و جانبازى سربازان صدر اسلام عاشق شهادت شدم ولى از طرف ديگر از زندگى حيوانى و مادى بعضى از خوك صفتان بيزار شدم. زيرا افرادى كه طرز فكرشان چنين مى‏باشد فقط در فكر شكم مى‏باشند و براى اينكه شكم آنها پر شود دست به هر جنايتى كه باعث كشتار هزاران افراد بى‏گناه باشد مى‏زنند. )مانند لبنان و فلسطين و افغانستان ( چنين افرادى هدف مشخص ندارند. چون هدف مشخصى ندارند سردرگم و ديوانه وار زندگى مى‏كنند. با اين كارها اسلام را به عنوان عالى‏ترين مكتب انتخاب و به خاطر همين از خداوند تبارك و تعالى مى‏خواهم تا به قيمت جانم نسبت به اسلام وفادار بمانم. در مورد نائب امام زمان)عج( كه شخصى عظيم است و زبانم قدرت بيان و قلم قدرت نوشتن ندارد كه در مورد ايشان چيزى بنويسم ولى اشاره مى‏كنم كه هدف امام جز اسلام و پياده شدن قوانين اسلام چيز ديگر نيست و قدر امام را بدانيد حتى اگر به قيمت جان شما هم شده دست از اسلام برنداريد و حرف امام را از دل و جان پذيرا باشيد و نصيحت ديگرم اين است كه هميشه قرآن بخوانيد و خوب فكر كنيد كه منظور آيه چه مى‏باشد و ديگران را هم به اين امر خير دعوت كنيد. ديگر اين كه هيچ لحظه‏اى امر به معروف و نهى از منكر را فراموش نكنيد حتى اگر به قيمت جان شما تمام شود. ديگر اينكه مسئله منافقين تازگى ندارد منافقين از صدر اسلام هم بوده تا به امروز هم ادامه دارد ولى نسبت به آنان رحمى نبايد كرد و بايد با قاطعيت با آنها رفتار كرد.

چند كلمه با پدرم:

پدرم! هر چند مى‏دانم براى بزرگ كردن من يك فرزند مشكل است و اينكه پدرى از فرزندى كه بزرگ كرده در فكر بهره‏بردارى كردن از او مى‏باشد ولى چه بهره‏بردارى بهتر از اينكه فرزندى خودش را در چنين مسيرى فرستاده است. پدرم! ديگر اينكه اين زمان از طرف خداوند مورد امتحان قرار گرفتيم كه چقدر به اسلام توجه داريم. به خدا بيشتر توجه داريم. صد آفرين به شما كه با همه كارهايى كه داريد فرزند خودت را به جبهه جنگ فرستادى و به حسين زمان لبيك گفته‏اى و اگر شهيد شدم مراسمم خيلى ساده باشد و به جاى مجلس سنگين يك مجلس ساده و بقيه را به جبهه جنگ بفرستيد ديگر اينكه اگر اشتباهى و گناهى نسبت به شما كردم در راه خدا مرا ببخشيد.

چند كلمه با مادرم:

مادر عزيزم! اين را مى‏دانم كه بزرگ كردن فرزند خيلى مشكل است و زحماتى دارد و اميد از بزرگ كردن فرزند، بهره‏بردارى از او مى‏باشد اما مادر! چه استفاده‏اى بهتر از اين كه فرزندش را بزرگ كند و در راه خدا براى اسلام ببخشد كه بسى سعادت مى‏خواهد. مادرم! شما مسئوليت زيادى داريد و آن اينكه فرزندان ديگرتان را طورى تربيت كنيد كه مورد قبول اسلام باشد. نه اينكه افرادى تربيت كنيد كه عليه اسلام كار كنند و واى بر حال چنين مادرها. از شهيد شدن فرزند خود ناراحت نباشيد و بايد بعد از شهيد شدنم در بين مردم گريه نكنيد كه اين كار روحيه دشمن را بالا مى‏برد و ديگر اينكه اگر نسبت به شما بى‏ادبى و اشتباهى كردم مرا به خاطر خدا ببخشيد. شما مواظب برادرانم باشيد تا راه اسلام را انتخاب كنند و اگر يك راهى جز راه اسلام در پيش گرفتيد بايد از خود دور كنيد.    والسلام عليكم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست