شهید عزیزالله فضلی
اطلاعات پرونده

نام : عزیزالله

نام خانوادگی : فضلی

نام پدر : اصغر

عضویت : سپاه

تحصیلات :دیپلم

یگان خدمتی : سپاه آمل

مسئولیت :

شغل : پاسدار

تاریخ شهادت : ۱۳۶۰/۰۶/۱۲

 عملیات :

موضوع شهادت : ترور و درگیری با منافقین

محل شهادت : آمل – کوچه برزگر

نحوه شهادت : اصابت تیر مستقیم

گلزار : امام زاده ابراهیم آمل

وصیت نامه شهید
*توصیه نامه شهید عزیزالله فضلی*
به شما توصیه می کنم که پیرو راه سیدالشهدا و امام باشید. اخلاق اسلامی داشته باشید و بامردم مدارا کنید. در انجام کارهای خود همیشه رضای خداوند را در نظر داشته باشید و ریا کاری نکنید. به مستضعفان یاری رسانید و در نماز جمعه و جماعات شرکت کنید. ودر زندگی به خداوند و ائمه اطهار متوسل شوید.
زندگینامه شهید
                                 *زندگی نامه شهيد عزيزالله فضلي*
نام پدر: اصغر
سوّمين فرزند خانواده بود و چشم و چراغ «اصغر و خورشيد». پدر، كارمند بود و مادر، گرم خانه‌داري و فرزندپروري.
كودكانه‌هاي «عزيزالله» در كوي و برزن روستاي «سنگ‌دركا» از توابع آمل سپري شد؛ تا اين‌كه به دبستان «حكيمي» اين شهر راه يافت. سپس با گذر از مقطع راهنمایي، وارد دبيرستان «محمد طبري» آمل شد و با اَخذ مدرك ديپلم اقتصاد، به تحصيلاتش پايان داد. مدتي بعد نيز، يك دوره تخصصي حسابداري را در يكي از آموزشكده‌هاي قائم‌شهر طي كرد.
«یدالله» از خلق‌وخوی برادرش این‌گونه می‌گوید: «روحيه بشّاشي داشت و در تواضع زبانزد بود. نسبت به اعضاي خانواده و بستگان نیز، خوش‌خلق بود و مورد علاقه آن‌ها. هميشه به ما سفارش مي‌كرد: اخلاق اسلامي داشته باشيد و با مردم مدارا كنيد.»
برادرش «علی» از توجه عزیزالله نسبت به بیت‌المال، این‌گونه یاد می‌کند: «اوائل انقلاب در قسمت توزیع سیمان کار می‌کرد. یک روز به او گفتم: به من دو پاکت سیمان بده! گفت: نمی‌شود. گفتم: چرا؟ گفت: این‌ها بیت‌المال است و به شما تعلق نمی‌گیرد.»
در ايّام انقلاب، عزیزالله از طريق فردي به نام «ماشاءالله شفيق»، يك هيئت قرآني تشكيل داد. او با همكاري‌اش با این هیئت بود که به مبارزات سياسي نيز، روي آورد.
بعد از پيروزي نهضت مردمي ايران، او به جهاد سازندگي پيوست و مشغول خدمت به خانواده‌هاي بي‌بضاعت شهر و روستا شد؛ از جمله در كاشت و برداشت محصولات كشاورزي و ساختمان‌سازي همکاری می‌کرد.
بعد از پوشيدن جامه پاسداري، كارش را به عنوان نيروهاي عملياتي آغاز كرد.
پدرش می‌گوید: «زمان انقلاب، بازداشتگاه منافقین در داخل سپاه بود. با توجه به عقاید منافقین، این‌که مخالف نظام جمهوری اسلامی بودند، او سعی می‌کرد با آن‌ها به مهربانی رفتار کند. می‌گفت: شاید رفتار ما موجب شود آن‌ها به سمت اسلام گرایش پیدا کنند.»
عزیزالله به مدت سه ماه در جبهه سومار به سر بُرد.
و سرانجام، او در ۱۲/۶/۱۳۶۰، طي درگيري با منافقان آمل، جامه سرخ شهادت را به تن كرد و در «امام‌زاده ابراهيم» اين شهر آرام گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست