زندگينامه سردار شهيد عباس علی فاضلی

بسم الله الرحمن الرحيم

زندگينامه سردار شهيد عباس علی فاضلی

شهيد عباس فاضلی از يک خانواده روحانی و مذهبی متولد شد از آنجائيکه سلسله روحانيت هميشه پشتيبان اسلام فقاهتی بوده و می باشد فرزداني که از اين سلسله جليله بوجود می آيند يا خود همانند پيرو در محراب ومنبر از حريم اسلام و قرآن دفاع می کنند و يا بوسيله سلاح گرم به مقابله با دشمنان خدا می پردازند اين رو چون اساس و پايه محکم و استوار دارند شاخه برگهايی که از اين درخت تنومند بوجود می آيند در برابر هر بادی از جا کنده نمی شوند چون تولد ايشان نيز مصادف با هفتم محرالحرام ( ۱۳۳۱ ه.ش ) بوده از اين رو اسمش به نام علمدار اباعبدالله الحسين (ع) ، عباس نهادند ميزان تحصيلات ايشان ششم ابتدائی بود بعلت مشکلات زندگی و تنهائی پدر بزرگوارشان ( شهيد مسلم فاضلی ) در امر معاش زندگی ايشان مجبور به ترک تحصيل شدند و آنچه که در مکتب خانه و مدرسه آموخته بود به صفحه زندگی آورد تا عملا مطالب ياد گرفته را به مرحله اثبات برساند و راه کشاورزی را شروع کرد که در کنار آن به کارهای ديگر نيز فعاليت داشته اند و جهت انجام امور سربازی اعزام گرديد که به لطف حق تعالی از خدمت کردن به نظام طاغوت زمان خود معاف گرديد که شکری بی نهايت بوده است و پس از آن اقدام به امر مهم ومقدس ازدواج نمودند که حاصل آن دو پسر و سه دختر می باشند ( لازم به توضيح است يکی از پسران ايشان بعد از شهادت متولد شدند ) از خصوصيات بارز ايشان خيلی معتقد به اصول اسلامی بودند و همانطور که دوران جوانی ايشان مصادف با اوج گيری مراکز فساد و فحشاء و اشاعه بی حجابی و بی عفتی بوده ايشان به جد با اين نقشه ها و طرحهای شيطانی مخالفت نموده که بدون تمليق می توان بگوئيم که ايشان مصداق صريح اخلاق حسنه بود با بزرگ و کوچک و دوست و دشمن اخلاق نيکو داشته و در مواقع حساس به موقع در برابر ضد انقلاب و همانند آنها مثل سد آهنين ايستاده و مبارزه می نمودند و يکی از دلباختگان حضرت آيت الله جوادی آملی بودند و هرگاه صحبت از پند و نصيحت می شد ايشان از قول آقا می گفتند و هرگاه در مقابل ضد انقلاب که در آن زمان بحث هائی ميان آنها می شد با متکی به صحبتهای آقا آنها را متقاعد می نمودند تا حرفی برای گفتن نداشته باشند

در دوران انقلاب اسلامی نيز فعاليت چشمگيری در منطقه داشته و بعنوان يکی از مهره های حساس منطقه به حساب می آمد که نمونه آنرا در متحد نمودن جوانان منطقه و با نقشه و طرح بسيار جالب در آتش کشيدن خانه فساد در کمربندی کلاکسر ، آتش زدن کتابخانه منافقين و افراد ضد انقلاب در کلاکسر ، حضور فعالانه در سخنرانی حضرت آقا و پخش و توزيع اعلاميه ها و … ، اجرای مراسمات مذهبی و سياسی و قرآن در محل و منطقه ، عضو اصلی انجمن اسلامی منطقه ، حضور مستمر و چشمگير در راهپيمائی های زمان انقلاب و حتی يک نکته بسيار جالب توجه اين که عاشق امام و اعضای اصلی انقلاب بوده که در زمان شهادت شهيد بهشتی آنقدر ناراحت شده بود که تا چند روز يکسره می گريستند که از آن بابت که چرا نتوانستيم از مهره حساس و بزرگی مثل ايشان نتوانستيم محافظت نمائيم و در کل مراسمات ايشان در تهران بودند.

روحيه شهادت طلبی در ايشان از همان اوايل انقلاب کاملا مشهود بوده وقتی شهادت برادران را می شنيدند خيلی افسوس می خوردند که آيا ما نيز لياقت آنرا داريم ، قبل از ورود به سپاه پاداران در مورد مرگ مقيد بودند که مرگ در بستر در اين برهه حساس از تاريخ بزرگترين خسران و زيان می باشد شهيد عباس فاضلی قبل و بعد از انقلاب فعاليت عجيبی داشتند که با همه اوصاف اصلا آثار خستگی در چهره ايشان نمايان نمی شد و در بعد از پيروزی انقلاب با شروع جنگ تحميلی به جبهه گيلانغرب و سر پل ذهاب جهت مبارزه مسلحانه اعزام شدند و در آذر ماه سال ۱۳۶۰ لباس سبز پاسداری را بر تن نمودند و پس از گذراندن آموزشهای عمومی پاسداری و تکميلی به عضويت در گردان رزمی جنگل ( قرارگاه تاکتيکی حضرت ابوالفضل ) در آمدند که پس از حضور در عملياتهای متعدد رزمی و شناسائی رزمی در جنگل عليه گروهک های مختلف ، يکی ار سرداران و چريک و همچنين لقب پير جنگل معروف گرديدند و آنقدر به مبارزه و جهاد ادامه دادند تا اينکه در سحرگاه ۱۲ اسفندماه ۱۳۶۱ در يک عمليات رزمی و پيچيده در داخل جنگل( با از بين بردن سازمان اصلی اتحاديه کمونيستها) به سوی حق تعالی شتافتند و در آخرين لحظات زندگی رو به قبله سر بر زمين نهاد و همانند سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) جمله معروف الهی راضيم به رضای تو سبک بال به سوی بهشتيان شتافتند . روحش شاد و نامش برای هميشه گرامی باد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست