روزی که آمل” هزار سنگر ” شد/ رمزگشایی از فجرآفرینی آملی ها

روزی که آمل" هزار سنگر " شد/ رمزگشایی از فجرآفرینی آملی ها

آمل – خبرگزاری مهر: بهمن ماه مازندران حال وهوای دیگری است و با طلوع آفتاب ششمین روز، می توان عطر فجر انقلاب را حس کرد، روزی که آمل به شهر هزار سنگر و سنگر دلها معروف شد.

به گزارش خبرنگار مهر، ششم بهمن مازندران بوی یوم الله می دهد و گروهک سربداران حقیقتاً کوچک بود در دیار مازندران و و حقیر بود در قبال عظمت روح بلند خطه سبز علویان.

اتحادیه کمونیست های فاسق به دلیل ظرفیت ها، موقعیت جغرافیایی خاص و عمق استراتژیک منطقه ، شهر “آمل” را نقطه آغاز توطئه خود قرار دادند، از خود بیگانگان منافق ، عمق استراتژیک منطقه را خوب دریافته بودند اما از عمق اعتقادات مردم ولایی این خطه دلیر و دلبستگی ایشان به نظام و امام و انقلاب اسلامی غافل بودند.

۶ بهمن ۱۳۶۰ ، تنها در ۱۰ ساعت ۴۰ شهید درآستانه  سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تقدیم شد، اینجا شهر “آمل ” است، شهر دلهای هزار سنگر که با طلوع آفتاب ششم بهمن، فجر آفرینی آملیها برای دفاع از انقلاب رقم خورد و در این روز همه شهر، سنگر و آمل شهر هزار سنگر شد.

سنگربندی‌ها آغاز شد، از زن و مرد و پیر و جوان همگی با آوردن شن و گونی اقدام به سنگرسازی و نبرد سنگر به سنگر کردند تا آنجا که آمل به شهر «هزار سنگر» لقب  گرفت.

اتحادیه کمونیست های ایران که از چندی قبل تر از آن برای مقابله با انقلاب شکل گرفته بود، در تلاش بودند تا با تسخیر، آمل، مازندران و ایران را به زانو درآورد.

بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای اتحادیه کمونیست‌های ایران، در اول بهمن ۱۳۶۰ از مقر خود در جنگل به سمت شهر آمل به راه افتادند و با توجه به برف سنگینی که آمل و اطراف آن را پوشانده بود؛‌ عبور از رودخانه‌های متعدد با طناب صورت گرفت.

در تاریخ ششم بهمن ماه سال۱۳۶۰، مردم انقلابی آمل با مقاومت حماسی خود، حمله مهاجمین را سد کرده و به شکست کشاندند، آنها ظرف ۱۰ ساعت مقاومت و ایثار جانانه، در هر ۱۵ دقیقه یک شهید تقدیم  کردند به بیان دیگر، مردم آمل در هريك ربع ساعت، يك تن از بهترين جوانان خود را قرباني دادند تا توانستند فضاي شهر و محيط اطراف آن را از لوث وجود و حضور عناصر ملحد، فاسد و مزدور اجنبي پاك و به خون پاك شهيدان شان عطرآگين كنند.

آمل،تنها شهری است که با پرورش عالمان و مراجع تقلید بزرگ دینی، با افتخار آفرینی و تقدیم ۴۰ شهید سرافراز، در حماسه اسلامی ششم بهمن ماه سال ۱۳۶۰، با عظمت و شایستگی ویژه ای در وصیت نامه سیاسی- الهی امام راحل(ره) جای گرفته و برای همیشه جاوید و زنده ماند.

حاج فریدون علیپور مسئول هیئت رزمندگان شهرستان و یکی از مدافعان در خصوص حادثه ششم بهمن درباره این حادثه می گوید: سال ۶۰ چند روز مانده به حمله اتحادیه کمونیستها به شهر ساعت ۱۰ شب شهید حشمت الله طاهری به من دستور دادند که باید در سپاه باشیم علت را از ایشان پرسیدم وگفت: جنگلی ها به نزدیکی امام زاده عبدالله رسیدند و در نزدیکی لشگر ۳۰ مستقر شدند . بعداز نمازصبح به اتفاق ۷ نفر از عزیزان از جمله شهید نادر خضری ، تقی زاده و فیضی از پاسداران باتفاق محمد رنجبر به عنوان فرمانده بطرف محل مورد نظر حرکت کردیم .

وی اشاره کرد: فرمانده مهاجمین بنام اکبر اصفهانی بود که درکنار رودخانه مستقر بود و او می خواست بطرف پائین بیاید متوجه ما می شود ومن دو تفنگ بهمراه خودم داشتم حمله کردیم وشهید نادر خضری رفت در کنار درخت بزرگی که مسلط برآنها بود مستقر شد و دونفر از آنها را به درک فرستاد .

اکبر نصیری از رزمندگان دوران دفاع مقدس ، یکی از شاهدین عینی درگیری ششم بهمن و برادر دوشهید با اشاره به حادثه ششم بهمن گفت: خانه نداشتم ومستاجر بودم وتازه به محله اسپه کلا کوچ کشی کرده بودم وهیچ کس مرا نمی شناخت خسته از جابجائی اسباب اثاثیه منزل بودم حوالی ساعت ۱۱ و ۳۰ شب ششم بهمن بود که صدای تیراندازی شروع شد، لباس سپاهی ام را پوشیدم به خیال اینکه برادران سپاهی خانه تیمی راکشف کردند.

وی افزود :از درمنزل می خواستم بیرون بیائیم، خانم موسوی مرابه داخل منزل هول داد که جنگلی ها به شهر آمدند ،لباس را عوض کردم وخودم را به دیوانگی زدم، بطرف بیمارستان ۱۷ شهریور حرکت کردم، یک نفر از مجروحین را با ماشین راهی بیمارستان کردم وبا زبان گیلکی به میان مهاجمین رفتم وحرفهایی را با آن ها ردوبدل می کردم و توانستیم باهمان حالت دیوانگی اطلاعات خوبی راکسب آورم وکسانی که با آنها همکاری داشتند را شناسائی کنم.

وی بیان داشت: تا ساعت ۷ صبح با جنگلی ها بودم و به طرف بربری خیل حرکت کردم دیدم، شهیدان اکبرزاده ، شعبانزاده و ایزدی وسط جاده افتاده بودند وبا همان حالت دیوانگی بطرف آنها رفتم وباهمان زبان گیلکی برای آنها گریه می کردم ودیدم چشم شهید شعبانزاده باز است چشمش را بستم وبه راه خود ادامه دادم وبا گرفتن موقعیت از پشت با چوب بطرف یکی از مهاجمین حمله کردم واسحله او رابرداشتم و فرار کردم.

نصیری ادامه داد : بطرف بچه های سپاهی حرکت کردم و با اطلاعات خوبی که بدست آوردم توانستیم برآنها غلبه کنیم وبعضی ازآنها را کشتیم وبعضی را به اسارت گرفتیم .

مدیرکل بنیاد حفظ و نشر ارزشهای دفاع مقدس مازندران گفت: حماسه  باشکوه مردم آمل در ششم بهمن ماه سال ۱۳۶۰ و درگیری با اتحادیه کمونیست ها در جنگل،  نه تنها برگ زرينی از سلسله افتخارات مردم منطقه آمل و شمال به حساب مي‌آيد، بلکه فخر ملت ایران اسلامی است.

سردار عبدالله ملکی افزود: در این روز تاریخی؛  مردم مؤمن، انقلابی و ولایت مدار شهر آمل حماسه ی عظیم و به یاد ماندنی در مقابله با تحرکات اتحادیه کمونیست های ایران  آفریدند که برگ زرینی از عظمت و مقاومت مردان سرزمین علویان را رقم  زد تا ششم بهمن  ماه سال ۱۳۶۰ در تاریخ این کشور جاودانه شود.

وی اظهار داشت: جاودانگی این حماسه  به واسطه دمیده شدن روح اسلامی و انقلابی در سرتاسر آن است،  دیگر علت جاودانگی این حماسه ی عظیم، آن است که  سه عنوان پر افتخار با عبارت «مردم فداکار»،«شهر مومن» و «اهالی شریف آمل»را از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره) دریافت کرده است.

به گزارش مهر، این شهر اکنون به خاطر برپایی سنگر های مردمی دفاع در برابر مهاجمین به شهر« هزار سنگر» معروف است که به فرموده مقام معظم رهبری« تعبیر ظاهری هزار سنگر از شهر آمل به دلیل سنگر بندی خیابان ها درحادثه ۶بهمن سال ۶۰ است وتعبیر واقعی آن به معنای سنگر دل هاست که با این تعبیر به عدد هر انسان مومن و با انگبزه ای، سنگری در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد.»

بی  تردید دلاور  مردی ها و رشادت های مردم انقلابی آمل در حادثه  جنگل سال ۱۳۶۰ درتاریخ ماندگاراست ومی تواند برای نسل جوان و آینده ی ایران اسلامی الگو شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست