حسن علیزاده

علیزاده-حسن
اطلاعات پرونده

نام : حسن

نام خانوادگی : علی زاده

نام پدر : جانعلی

عضویت : بسیج

تحصیلات : ابتدایی

یگان خدمتی : سپاه آمل

مسئولیت : فرمانده

شغل : پاسدار

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۳/۱۲

 عملیات :

موضوع شهادتدرگیری با منافقین در جنگل آمل

محل شهادت : جنگل آمل

نحوه شهادت : جراحات ناشی از شکنجه منافقین

گلزار : امام زاده ابراهیم آمل

وصیت نامه شهید

 وصيتنامه شهيد حسن عليزاده

 و لاتحسبن الذين قتلوا فى سبيل‏الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون

 سلام به رهبر عزيز كه روح او به دلهاى‏مان نشسته و مانند معلمى پير، جوانانى را كه در گمراهى و شهوت مى‏سوختند به راه مستقيم و سبيل‏الله كشاند. سلام به مادر عزيزم كه شب‏ها و روزها در بالاى گهواره‏ام بيدارى كشيد تا بزرگم كرد. مادرجان! درست است كه برايم زحمت‏هاى بسيار كشيدى ولى مبادا بعد از مرگم شيون و جزع كنى. مادرجان! بدان كه دشمن منتظر است تا شما را پريشان حال و غمگين ببيند تا شاد شود. مادر! اگر من برايت يك فرزند بودم بدان كه على‏اكبر هم براى سالار شهيدان يك جوان برومندى بود. پدرم! سلام گرم مرا بپذير كه خدا با شماست. پدر! زحماتى كه برايم كشيدى غيرقابل جبران است و مرا براى رضاى خدا ببخش. پدر جان! بعد از مرگم برايم ختم مفصلى برپا نكن و ختم را بسيار ساده بپاكن. سلام مرا به برادرها و خواهرها و دوستانم برسان و بگو هرگز امام را رها نكنند و راه شهيدان را ادامه دهند.   والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته

    حسن عليزاده – مورخه ۶۱/۱/۱۲

خاطرات شهید

پدر شهید: آخرین باری که آمد با من خداحافظی کرد آن روز پسردائی من شهید شده بود. همه امام زاده ابراهیم بودیم داشتیم دفنش می کردیم آمد آن جا و با همه روبوسی کرد و گفت:« می خواهم بروم، آمدم از شما خداحافظی کنم بروم پادگان» پادگان او هم بربرخیل بود، همان غروب او را از پادگان به جنگ بردند که بعد از ۳،۴ روز شهید شدند.

مادر شهید: او خیلی به نماز اهمیت می داد و سعی می کرد همیشه در نماز جمعه شرکت کند. یک روز از جنگ آمده بود و لباسهایش همه گل بود. آن روز جمعه هم بود من می خواستم لباس ها را بشورم که او آمد و مانع شد گفت برویم نماز جمعه گفتم لباس ها را باید بشورم تا خشک شود گفت نه لباسها را خیس بده آمدی      می شوری و من روی بخاری خشک می کنم آمد از دستم گرفت و من را تا سر کوچه برد و برایم ماشین گرفت من را فرستاد و گفت خودش پشت سر می آید. خیلی اهل نماز و خدا بود.

پرونده شهید

پرونده بخش اول


پرونده بخش دوم


پرونده بخش سوم


پرونده بخش چهارم


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست